تشریف ببرید با احتیاط ادامه مطلب 

 

رمز تاریخ تولدم 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 30 مهر1393ساعت توسط رضا| |
 

 

بالاخره خریدمش .... دیگه 1قرون برام نموند ...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 30 مهر1393ساعت توسط رضا| |


برچسب‌ها: عنوان و ادامه فراموش نشود
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 29 مهر1393ساعت توسط رضا| |
خب یکی دیگه از نمیرالمومنین ها هم دار فانی رو دلش خواست وداع گفت 

لامصب ج.نتی هر چی رفت بیمارستان باتری - ب باتری کردن جواب نداد 

2 روزم عزای عمومی اعلام کردن براش ...لامصــــــــــــبا .....100 و خورده ای سالش بود 

پ.ن. 

گوشی در حد 250-300 چی خوبه ؟ 

نوشته شده در سه شنبه 29 مهر1393ساعت توسط رضا| |
من نمیفهمم این دخترا که ازدواج میکنن روز بعد عروسی یه تابلو عکس دونفره درست میکنن 

میزنن تو اتاق خواب بالا سرشون یا روبروشون ...خو لامصب اگه میخوای کسی ببینه چرا زدیش تو اتاق خواب 

اگه نه ، پس حتما از قیافه خودت و طرف خوشت میاد که هر روز صبح میخای ببینیش ....عنشو درمیارن وجدانا ...

پ.ن.

سیل نبرمون صلوات ...هوام قاطی کرده ...ی هو قفل میکنه رو فشار قوی ..میگی الان سیل میاد ..یا پیغمبر 

نوشته شده در سه شنبه 29 مهر1393ساعت توسط رضا| |
                                         

 

گونه ای از دانشجو در خوابگاه 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 28 مهر1393ساعت توسط رضا| |
نظرات این پست تایید نمیشه ...

عمه ی خودتون کثافدا ........

نظرات درخواست رمز فقط ثبت میشه که بدونم ب کیا رمز دادم 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 27 مهر1393ساعت توسط رضا| |
کیا این سریالو میبینن ؟

واقعا متاسفم برای اونایی که ب این میگن قدرت پلیس؟

اونم چی ؟ پلیس نوپو ....گروه ضربت 

برای منی که سرباز نیروی انتظامی بودم و بین ِ 6000 هزار سرباز غرب کشور شدم سرباز نمونه 

و 2 سال بین این پلیسا بودم ...این سریال ینی بچه بازی ...تا عنشو در نیارن تمومش نمیکنن                               

نوشته شده در یکشنبه 27 مهر1393ساعت توسط رضا| |

 


برچسب‌ها: عنوان
نوشته شده در شنبه 26 مهر1393ساعت توسط رضا| |
حال و هوا این روزا ی جوریه 

اصن نه معلومه محرم میخواد بیاد ...نه فاز دانشگاه هست ..نه معلومه پائیزه 

نه حس و حال سرکار رفتن دارم ...نه معلومه سرده ..ه معلومه گمه ...

پ.ن. 

این کتابای پیام نور دیگه عنشو دراوورده ...دم ب دیقه عوض میشه این ترمای آخر 

نوشته شده در شنبه 26 مهر1393ساعت توسط رضا| |
عاغا ناموسن این پسرعموی ما اعجوبس 

امروز دخترعموم زنگ زده ب مامانم میگه از مدرسه امیر علی زنگ زدن 

(امیر علی 8 سالشه ) 

میگن خانم شما این بچه روچجوری تربیت کردین :دخترعموی مام گفته واسه چی ؟ 

گفته :ازش میپرسیم 4 طعم اصلی چیان ؟ گفته: ماست موسیر - چیپس - زیتون - لواشک                                

پ.ن:

از همه 1 سوال دارم ......فلافل فقط فلافلای کجا ؟؟؟؟؟؟؟؟

ب شخصه 1بارتو سفر خوردم و میگم فقط لشکرک اهواز .......پرچمش بدجور بالاست 

نوشته شده در پنجشنبه 24 مهر1393ساعت توسط رضا| |
امروز رفیقم اومده مغازه اونم مث من مغازه داره :

1 چی برام تعریف کرد

واقعا ترسیدم 

برید ادامه مطلب ....

نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر1393ساعت توسط رضا| |
رفت ادامه ............


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 23 مهر1393ساعت توسط رضا| |
حیح روزگار 

کسی جبهه نگیره .............

احترام همدیگه رو حفظ کنید ...........

قصد توهین ب قشر یا جنس خاصی نیست ................

ی واقعیته محضه  ....کسی خوشش نیومد اون ضربدر  بالا رو بزنه ..ب سلامت .........عنوان فراموش نشه


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 22 مهر1393ساعت توسط رضا| |
خسته و کوفته از سر کار میرم خونه میبینم آقام دراز شده و داره از پا درد ناله میکنه 

چند روزیه پاش درد گرفته ...براش هر شب دیکنوفلاک،پیروکسیکام،رزماری میمالم 

حاج خانم مادرم که قربونش برم دیگه نمیشه اسمشو گذاشت درد، 5 ساله داره با همه ی 

دردای دنیا مِن جمله  کمر و دیسک و پا دست و پنجه نرم میکنه ...قراره عملش کنیم 

اما کی؟خدا میدونه !خودش میترسه ...خیلی غیرتیه ..میگه فلج شم بیفتم لای جا کی میخواد مراقبت کنه        

میگم مادر من ...عزیز من ....علم پیشرفت زیادی کرده ...ی جانباز 70 درصد هست که

فوق تخصص فلوشیپ درده بدون بخیه و پارگی عملت میکنه ...خلاصه از من اصرار و از مادر انکار 

میگم مادر من میبرمت میلاد ..فامیل که داریم اونجا بدون هیچ هزینه ای و بدون هیچ دردی عملت میکنه 

باز میگه نه .....اینا رو گفتم که بدونید من دنیای اینجام با همه ی خنده و کامنت گذاشتناش فرق میکنه 

دیگه دغدغه های خودم بمونه ...درس و دانشگاه و سر کار رفتن و بدو بدو و گرفتاری ........

خدایا بالاترین غنیمت زندگی هر کسی پدر و مادرشه .....ب حق خوبات نه من که بدم همه ی مریضا رو 

شفا بده ...پدر مادر منم  روی همه .....


برچسب‌ها: رضای داغون
نوشته شده در سه شنبه 22 مهر1393ساعت توسط رضا| |

ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺁﻣﺪ : .... ﺧﻮﺍﺏ ﺭﻓﺖ !
(!) ﺯﻧﺎ ﺁﻣﺪ : .... ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﻓﺖ !
(!) ﺳﻮﺩ ﺁﻣﺪ : .... ﺑﺮﮐﺖ ﺭﻓﺖ !
(!) ﻣُﺪ ﺁﻣﺪ : .... ﺣﯿﺎ ﺭﻓﺖ !
(!)ﻓﺴﺖ ﻓﻮﺩ ﻭ ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﺁﻣﺪ : ... ﺳﻼﻣﺖ ﺭﻓﺖ !
(!) ﺭﺷﻮﻩ ﺁﻣﺪ : .... ﺣﻖ ﺭﻓﺖ !
(!)ﺩﯾﺮ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺁﻣﺪ : ... ﻧﻤﺎﺯ ﺻﺒﺢ ﺭﻓﺖ !
(!) ﺍﺳﺮﺍﻑ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﮔﺮﺍﯾﯽ ﺁﻣﺪ : .... ﻗﻨﺎﻋﺖ ﺭﻓﺖ !
(!) ﻗﻮﻡ ﭘﺮﺳﺘﯽ ﺁﻣﺪ ..: ﺑﺮﺍﺩﺭﯼ ﺭﻓﺖ !
(!) ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺁﻣﺪ ...:ﺣﺠﺎﺏ ﺭﻓﺖ !
(!) ﺟﻮﺍﯾﺰ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﻭ ﮔﺎﻭﺻﻨﺪﻭﻕ ﺁﻣﺪ ...:ﺯﮐﺎﺕ ﺭﻓﺖ !
(!)ﺗﻠﻔﻦ ﺁﻣﺪ ...:ﺻﻠﻪ ﺭﺣﻢ ﺭﻓﺖ !
ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﮐﻨﯿﻢ !!!
ﭼﻪ ﻫﺎ ﺁﻣﺪ،ﭼﻪ ﻫﺎ ﺭﻓﺖ !....؟

+عید همتون مبارک دوستای گلم ...خاک پای همه ...آبجی کوچیکه غلامم 

نوشته شده در یکشنبه 20 مهر1393ساعت توسط رضا| |
 

لباس تو خونش تو حلق همه ...مخصوصآ شلوارش 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 20 مهر1393ساعت توسط رضا| |

هوارو هم فیلتر کردن لامصبا،از گرمای تابستون پریدیم تو سرمای زمستون !!
آقا هوا دو نفره چی شد این وسط؟؟؟??
ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن:

امروز تو حموم یهویی زدم زیر آواز بابام برگشته میگه:زهرخر کره مار!!!!!!!

بنده خدا بیش از حدش عصبی شد.

نوشته شده در شنبه 19 مهر1393ساعت توسط رضا| |
هر کدوم از فامیل از ما میپرسن میگن :عضو وایبری،واتس آپی ،لاینی ،تانگویی،بی تالکی ،چیزی نیستی 

بعد میگم : نه ...ی جوری نیگام میکنن و میگن امل انگار تو این فضاها بودن خیلی کلاس داره 

آخه خواهر من ..اخه عزیز من ماهی عِن تومن پول شارژ و بسته میدی بعد میری مینویسی :

خسته ام از همه چی ...دو تا عکس  و به به و چَه چَه شد کار ......ته تهش با دونفرم با پیام لاس زدی و 

مخت طرفو زدی و رفتی تو کار ....تهش میشه ی شکست عشقی و گــ.وزمال شدن رابطت دیگه ...                   

امل ب ما نمیگن که صبح تا شب اینترنت ِ 2 مگ زیر دستمونه و ته ِ عشق و حال مجازیمون شده بلاگفا 

امل ب شما میگن که استفاده درستشو بلد نیستی ...آره عمو .....

پ.ن.

انیشتین میگه :اگر مردم میدانستند زمان چقدر ارزش دارد ..بند کفشهایشان را نمی بستند 

حالا بیا بگو اون انیشتین بوده ما فلان و بیسار 

نوشته شده در شنبه 19 مهر1393ساعت توسط رضا| |
مکــــــ.ارم شــــ.یرازی اعلام کرده  :

خرید ....فروش...حتی تولید لامپ 100 حرامه 

ی لحظه میدونید یاد چی افتادم ؟ 

بعضی پدر مادرا چنان میگن هوا تاریک نشده خونه باش 

انگار توخونه امنیت دارن ....خونه لامپ داره ...میفهمی ....لامپ                                                                

پ.ن:

دختر است دیگر ........

گاهی خیار
گاهی لامپ
فردا لوستر
پس‌فردا یخچال :| 

نوشته شده در پنجشنبه 17 مهر1393ساعت توسط رضا| |
 

 

خانه های قدیمی را دوست دارم ...

چایی همیشه دم است روی سماور ، توی قوری

در خانه همیشه باز است

مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد

غذاها ساده و خانگی است ، بویش نیازی به هود ندارد

عطرش تا هفت خانه می رود

نان برکت سفره است

مهمان ناخوانده ، آب خورشت را زیاد می کند

دلخوری ها مشاوره نمی خواهد

دوستی ها حساب و کتاب ندارد

سلام ها اینقدر معنا ندارد

افسردگی بیماری نایابی است!

خانه های قدیمی را دوست دارم ...

 

نوشته شده در پنجشنبه 17 مهر1393ساعت توسط رضا| |
به چهره ی دخترا موقعه خوردن لواشک دقت کنید. یه نعشگی خاصی تو چهرشون دیده میشه 

انگار دارن مواد افیونی مصرف میکنن ..دیدم که میگمآ ........

نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر1393ساعت توسط رضا| |

نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر1393ساعت توسط رضا| |

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر1393ساعت توسط رضا| |
در راستای این فیلم لامپ که خیلیا ازش مطلعن و کسایی که نمیدونن بدونن

که ی خانم خواسته خود ارضـــ.ایی کنه 

با لامپ گیر کرده تو واژنـــ.ش بعد رفته بیمارستان و دکترا

یا هر خری دیگه فیلم گرفته و الانم بین میلیونها پخش شده 

حالا حرف من سر این موضوع اینه که ؟

1:چرا اصن دوربین فیلمبرداری ،موبایل، و هر کوفتی دیگه رفته تو اتاق عمل ...

دکتر تو دیگه چرا ؟ این بود آرمانهای امــ.ام جاک.ش                                                                                                                        

2: خانم عزیز توئی که داری خود ارضایی میکنی آیا عوارضی که بعدآ سرت میادُ و میدونی. 

بعد میگن چرا طلاق.............بدبخت چند دیقه حال کردن ارزش این همه عوارض ُ نداره ...

3:حالاهم که کردی این کار رو چرا بالامپ لامصب ...مگه وسیله قحطه ..اینجاست که میگن خوی حیوانی 

4:خانم محترم چرا نمیری ازدواج کنی تا هم 1 بنده خدایی رو از این وضع نجات بدی بعد خودت 

5:اینجاست که میگن م.م.لکت نمیذاره جوونا ازدواج کنن ب نظرم چرته 

6:پس در نتیجه وقتی میگن خود کرده را تدبیر نیست راست گفتن ..حالا بخور واسه خودت 

نوشته شده در چهارشنبه 16 مهر1393ساعت توسط رضا| |
  • دخدر خالم 13 ساله هست آمریکا امروز داشت با مام حاجی حرف میزد میگه گوشی رو بده رضا 
  • باش بحرفم چند دیقهo-O مام میگه نمیخاد پول تلفنت زیاد میاد گفت فدا سرت تلفن ُ گرفدم
  • بعد حال و احوال  میگه رضا مشغول چ کاری؟
  •  میگم والا کافی نت دارم ..گفت درآمد چطوره؟ گفتم بد نی خوبه ...
  • بعد بش گفدم بچه هات چیکار میکنن 
  • میگه نازیلا (دخدر بزرگش ) هست آکسفورد o-O پسره هم امیرعلی کامپیوتر میخونه ...گفدم وضع نت
  • اونجاچطوره گفت اینجا ؟ از چ لحاظ؟ گفتم فضای مجازی تو گوشیا و فلان و بیسار
  • میگه بابا ما اصن اینجا ازاین چیا نداریم..ته تهش کسی با کسی کار داشده باشه 1 اس بش میده 
  • یا نهایتا میزنگه ...گفت مگه اونجا چطوره ؟گفدم اینجا تا دلت بخاد کثافت کاری موج میزنه تو این فضاها 
  • از عکس خانوادگی و کوفتی و س.ک.س.ی و لختی گرفته تا دخالت تو کار همدیگه 
  • گفت هر چیزی رو که تحریم میکنن ایرانی ها بدتر میکنن .
  • ب عنوان ی ایرانی خوشحالم اونجا زندگی نمیکنم این چیزا رو ببینم ...گفتم دمت گرم ایرانی 
  • گفت جدی میگم رضا اینجا همه دنبال زندگی آروم و ب دور از دغدغن کسی با کسی 

کاری نداره اینجا وقتشون طلاست ...دیگه ادامه ندادم ..تموم شد ... عنوان فراموش نشه  

پ.ن. 

اینجا از این ب بعد در روز چند بار آپ خواهد شد 

نوشته شده در سه شنبه 15 مهر1393ساعت توسط رضا| |

نوشته شده در سه شنبه 15 مهر1393ساعت توسط رضا| |
  • این روزا دیگه واقعا فک میکنم حوصله هیچی رو ندارم ..
  • نه تیریپ عاشقیه ..نه تیریپ چــ.س نالس نه هیچی 
  • اما به هیچی حسی ندارم ..میرم دانشگاه دیگه
  • حس و حال ترمای اول و ندارم ب استاد گوش میدم میرم تو فکر 
  • امروز خانم دکتر ازم سوال کرد آقای صالحی تو فکری ؟گفتم خانم دکتر چرا نباشم ..
  • داریم جایی زندگی میکنیم که  زندگیمون همش شده بدو بدو و هیچ .انگار رو تردمیلیم  بخدا 
  • گفت توکل بخدا :گفتم خانم دکتر 1 مثال بزنم :ببین شما دکترا گرفتی الان مدیر گروه رشته ما هستی 
  • عضو هیئت علمی دانشگامون هستی ..رئیس امور فرهنگی دانشگا هستی ماهی 5 میلیون داری و 
  • از همه چی سیری پس گرسنه ها رو قطعا درک نمیکنی ..
  • گفت چون دانشجوی خودمی میشناسمت جوابی برات ندارم و داشتمم نمیدادم وگرنه حذفت میکردم 
  • گفتم دم شوما گرم لال شدم ...این روزا به هر چی نیگا میکنم لال میشم 
  • حرف بزنم میگن باز شروع کردی ناشکری ..ب مولا ناشکر نیستم فقط دارم میمیرم از اینکه کسی 
  • کسی رو درک نمیکنه و میگه درکت میکنم ...هرجا اسم درک میاد یارو فقط میگه میفهمم .
  • با احتساب اینکه امسال برم سرکار دولتی و بیمه برام رد کنن و خیلی خوش بینانه ب قضیه فک کنم 
  • 70 سال عمر کنم 70 سالگی بازنشست میشم ..که 1 ایرانی ر.یده انقد عمر کنه 
  • خدایا به خودت قسم خستم 
نوشته شده در دوشنبه 14 مهر1393ساعت توسط رضا| |

نوشته شده در شنبه 12 مهر1393ساعت توسط رضا| |
رمز ب تعدای داده میشود 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 12 مهر1393ساعت توسط رضا| |