X
تبلیغات
- تراژدی سیسم -
- تراژدی سیسم -
پنجشنبه 12 اردیبهشت1392
تراژدی 169
1:سلام و شرمنده بابت غیبت 2 هفته ایم

2:درسام واقعا سنگینه و نمیتونم بیخیال شم از مشروطی بدم میاد

3:مادرم 28 این ماه داره میره مکه مکرمه (خونه خدا) گرفتار کارای اونم

4:هر کی خواست بگه ب مادرم بگم براش اونجا دعا کنه

5:با اجازتون دارم دایی میشم ..خواهر زادمم شومبول داره ...جوووووووونم

6: شدیدا این روزا گرفتارم ..درس..کارای مادر....بدو بدو این ور اون ور ..

7:دلم تنگ شده برا همتون ...ب مولا بعد امتحانا میام

8:ناموسآ تا موقعی که میام عاشق نشید و شکست عشقی نخورید

9:الکی جو ندید من هیچیم نیس فقط بدجور گرفتارم

10:بازم تاکید میکنم اینجا بسته نمیشه هیچوقت ...فقط مدت دار

11:شرمنده ب هیچ کی سر نزدم ..وقتشو نداشتم ........

12: اگه بتونم کج دار و مریض میام بهتون سر میزنم

13:ب یارو میگن چرا با شلوار ورزشی اومدی مسجد میگه مسابقه قرآن داریم ...ببندید گاله رو

14: غلامه همتونم ...همتونو دوس دارم ....برید درساتونو بخونید دیگه ...وحشی بازی هم درنیارید

15:کثافطم خودتونید..ب روحم اعتقاد ندارم ...عمه هم ندارم .....:دی



+ || رضا
چهارشنبه 28 فروردین1392
تراژدی168

حذف شد..........................

+ || رضا
سه شنبه 27 فروردین1392
تراژدی167
با توجه ب استقبال شدید از  تراژدی159 این پست ب صورت

پی نوشت و  ورژن جدید تکست آپدیت شده تقدیم می شود :دی



سخته دَرسم...
رسیده وقت رفتن...
سر امتحانی که میدونم تهش رَدَم...
حس میکردم حرفای استاد با خرخوناشه...
اونجا بود که فهمیدم این قصه اولاشه...
وقت امتحانو ریــ.دَن به برگمه...
تو خودت میدونی که ریـــ.دَم الکی جــَو نده...
حرفای خانوادمم که نمک زخممه...
تنها دلخوشیمم تـرم های بعدمه...
و باز منمو حسرت یه نمره ی بیست...
که استاد بنویسه گوشه ی لیست...
میدونی چند بار افتادم برای یه درس؟ بگذریم...
دیگه بیست گرفتنشم برام مهم نیست...
تو که میدونستی دانشجوی تــــرم آخرتم
بگو با من دیگه چرا دِآخه نوکــرتم

پ.ن.

باز بگید خودت گفتی !!!!!!!

این آدرسم یادتون نره

reza-good.blogfa.com



+ || رضا
دوشنبه 26 فروردین1392
تراژدی166

بچه ها میخوام یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم ولی قول بدید

که به راهنمایی هایی که داده شده عمل کنید:......!


  قول دادین ها ؟؟؟




1.باید یه حرف مهمی رو بهت بگم، به شماره 5 نگاه کن

2.برای دونستن جواب شماره 11 رو نگاه کن
3.لازم نیست ناراحت بشی، شماره 15 رو نگاه کن
4.آروم باش، ناراحت نشو، شماره 13 رو نگاه کن
5.اول شماره 2 رو نگاه کن
6.اینقد عصبی نباش،شماره 12 رو نگاه کن
7.میخواستم بگم که خیلی دوست دارم...
8.چیزی که من میخوام بگه اینه که.... باید 14 رو ببینی
9.یه کم تحمل داشته باش، شماره 4 نگاه کن
10.برای بار آخر ، به شماره 7 نگاه کن
11.امیدورام که خیلی ناراحت نشده باشی، 6 رو ببین
12. معذرت میخوام،ولی باید 8 رو نگاه کنی
13.ناراحت نشو دیگه، 10 رو نگاه کن
14.نمیدونم چه جوری بهت بگم، ولی باید 3 رو نگاه کنی
15.حتما خیلی ناراحت شدی، ولی ناراحت نباش، به شماره 9 نگاه کن......



+ || رضا
یکشنبه 25 فروردین1392
تراژدی165

لووووووووووووول



پ.ن.

انقد با این حرکت حال میکردم ک نگووووووو

+ || رضا
شنبه 24 فروردین1392
تراژدی164
دیروز مامانم گفت بیا با ماشین برسونم خونه خالت روضه داره!

گفتم حال ندارم با آژانس برو

هیچی نگفت و رفت ..منم چند ساعت خوابیدم بیدار شدم

یه دوش گرفتم میخاستم برم هیآت دیر شده بود ..شام نداشتیم

زنگ زدم میگم مام :؟ شام چی داریم میخام برم هیآت؟ میگه :برو

از اینترنت یه دست غذایی- چیزی- سفارش بده ..من حال ندارم

مامان نیست لامصب ....زن انتقام جوئه...اصن ی وضی

پ.ن.

این آدرس یادتون نره هر چند ساعت یکبار آپ میشه

reza-Good.blogfa.com




+ || رضا
جمعه 23 فروردین1392
تراژدی163
همیشه دوست داشتم علاوه بر اینکه دوستای مجازیمو میخندونم

یه جایی هم برای حرف های دلم داشته باشم ...که گاه گاهی بهشون سر بزنم

اینم آدرس اون یکی وبم که حرفا و دل نوشته هامو توش برا یادآوری خودم میزنم

ب صورت مینیمال مینویسم شاید خوشتون بیاد

reza-Good.blogfa.com

پ.ن.


بگید نظرتون چیه ادامش بدم یا درشو تخته کنم ..همین وبم خوبه؟




+ || رضا
جمعه 23 فروردین1392
تراژدی162

 زنه زنگ زده به برنامه سلامت باشید میگه :
ترو خدا به این آقایون بگید چیزایه کوچیکو بزرگش نکنن بیفتن به جونه ما خانوما
.
.

.
.
من موندم !!! نه واقعا منظورش چی بود ؟!
.
.
.
.
.
چیزایه کوچیکمونو ما بزرگ میکنیم یا خوده خانوما !!!!!!؟


خانوما جواب بدن خواهشآ ....


پ.ن.


خدایا ساپورت کم بود ....شلوار غواصی هم بهش اضافه شد





+ || رضا
چهارشنبه 21 فروردین1392
تراژدی161

یه سری حرف دارم با دخترﺧﺎﻧمای ﻋﺰﯾﺰی ک منو میخونن :

ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺗﻮ ﺳﻦ 22 ﺳﺎﻟﮕﯿﺶ ﻟﯿﺴﺎﻧﺴﺶ ﺗﻤﻮﻡﻣﯿﺸﻪ ،

ﺍﮔﻪ ﻓﻮﻕ ﻧﺨﻮﻧﻪ ﺗﺎ 24 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺧﺪﻣﺖِ

ﮔﯿﺮﻡ ﮐﻪ 24 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﻫﻢ ﯾﻪ ﺟﺎ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ ﺷﻪ
ﻭ ﺑﺮﺟﯽ 2 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ! ﺣﻘﻮﻕ ﺑﮕﯿﺮﻩ ) ﮐﻪ
(ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ) ( ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺩﺍﺭ ﻫﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ)
ﺍﮔﻪ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﺨﺮﻩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ
ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺳﺎﻟﯽ 24 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ
ﺳﻦ 28 ﺳﺎﻟﮕﯽ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﻪ ! 4 ﺳﺎﻝ ﮐﺎﺭ
ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ !
ﺑﺎ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ 96 ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ
ﺣﺪﺍﻗﻞ 10 ﺗﻮﻣﻦ ﭘﻮﻝ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﻃﻼﯼ ﻋﺮﻭﺱ
ﻣﯿﺸﻪ
20 ﺗﻮﻣﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻋﺮﻭﺳﯽ
20 ﺗﻮﻣﻦ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺧﻮﻧﻪ
40 ﺗﻮﻣﻦ ﺭﻫﻦ ﺧﻮﻧﻪ
6 ﺗﻮﻣﻨﻢ ﺑﺮﺍﺵ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﯾﮑﻢ ﺟﻤﻊ
ﮐﻨﻪ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﯾﻪ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻗﺴﻄﯽ ﺑﺨﺮﻩ !
ﺑﻌﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺭﻭﺯﯼ
ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺸﻪ ﻣﺚ اسب  ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻪ !
ﭘﺲ ﺳﻄﺢ ﺗﻮﻗﻌﺘﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﯿﺎﺭﯾﺪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ
ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺷﻮﻫﺮﺗﻮﻥ ﺗﻮ ﺳﻦ 30 ﺳﺎﻟﮕﯽ
ﻫﻢ ی ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ، ﻫﻢ ی ﭘﺮﺍﺩﻭ ، ﯾﻪ
ﺳﺎﻧﺘﺎﻓﻪ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺑﺨﺮﻩ !!

پ.ن.

ب مولا پسرا خیلی دارن مراعات میکنن و گرنه 30 سالگیم ازدواج نمیکنن

چون براشون مهم نیست ...نهایتآ تا 40 جاداره

اون وخت بوی ترشی 7 ساله ایران ُ ور میداره ....

پسرا پرچم بالاست ...دستای بندری بالا




+ || رضا
چهارشنبه 21 فروردین1392
تراژدی160
رضانوشت:همش که نباید خنده باشه و بخندونمتون

خیلی وقته دلم یه زندگی ساده مث زندگی این پیزن میخاد
دلم چای زغالی و بوی دود و اسپند و سادگی میخاد
بوی کاهگل که اول صبح بهش آب میپاشی میخاد
از آدمای دور و برم و زندگی با تظاهر خسته شدم

خوش بحالت مادر جون ...نمیدونم کجایی ولی اگه میشناختمت میومدم بهت سر میزدم

پ.ن.
دلم برا این تراژدیای ناب تنگ شده بود ...



طاقت بیار و مرد باش ...........
+ || رضا
سه شنبه 20 فروردین1392
تراژدی159

رضانوشت:جان خودم 2 ساعت روی این تکست کار کردم خدایی نظرتون چیه؟

از چی بگم؟ شاید قصه دوس داری؟ ، قصه امتحان تو دانشگاه روستایی

اگه قصه تلخه مثل چایی تو استکان ، بدترین جای دنیا سالن امتحان

که نشستند مثل بز و هی میگن کاشکی ، یه مراقب خوب جای این لجن داشتیم

رضا برگشت از بغل جواب ۲ رو گرفت ، یهو مراقب پرید روش تقلب رو گرفت

اون مراقب بد با داد و فریاد گفت زود ، برو گمشو بیرون" ولی در هم قفل بود
بدبخت شدم تقلب رو ازم گرفت ایزد ، ای کاش جای گرفتنش یکم منو میزد

اون دانشجو مُرد در راه کلاسی که ، مراقبش دل نداره مثل پلاستیکه

اصلا سینگل میخواد دفتر و کتاب رو ببنده ، دیگه درس نمیخونه میگه مدرک کیلو چنده
از چی بگم؟ از استادی که خیلی خوشگله؟ ، یا جواب سوالی که خیلی مشکله

یا اون مراقب که تقلب هی کش بده ، آدم میخواد با خوار مادرش وفقش بده

هی گفت جات رو عوض کن من حوصله کردم ، تو سالن امتحانات یه مدل بَردم
یهو دیدی برگه امتحان رو ذره ذره کردم ، کار خودم و خودش رو یه سره کردم

پ.ن.

با آهنگ یاس و با لحن یاس خوانده شود



+ || رضا
دوشنبه 19 فروردین1392
تراژدی158

بعد 50 سال دوباره کوه ریزش کرد

ریزعلی(دهقان فداکار)هم بود ولی اینبار کُتش رو در نیاوورد

شلوارشو کشید پایین و فریاد زد:

ب تــُخــ.م.م آشغالا ...کُت شلوار دستی 800 هزار تومن

نفت فانوس لیتری 20000تومن

گور آقا همتون .............

والا بغرعاااااااااااان 





+ || رضا
یکشنبه 18 فروردین1392
تراژدی 157

تصمیم گیری مهم:

خیلی وقته مینویسم ..خیلی وقته ....چند بارم فیلتر شدم ..اما از رو نرفتم

اینم آدرس یکی از چند تا وبام که فیلتر شدن rezaonline68.blogfa.com

اما خسته شدم ..خیلیا میگن کپی پیست مینویسی ..اما میخام برا خودم و دل خودم بنویسم

ببینم چجوره تراوشات ذهنم

مدیونید از این ب بعد بگید کپی پیسته ...بدبختی اینه من فقط هدفم خندوندن شماست ولاغیر

حتی درقالب کپی پیست ...هرچند در مابین نوشته هام ذهنم خیلی چیزا رو گفته و منم نوشتم

پس داشته باشید رضا میخاد بترکونه ..البته اگه مغزم بکشه لامصب




+ || رضا
یکشنبه 18 فروردین1392
تراژدی156


بعله اینجوریاس ؟؟؟

پ.ن.

آقای شیرازیٰ داداش .....چرا انقد دست میزنی ب این تنظیمات میزکار ..

هدفت چیه دادا؟؟؟

+ || رضا
شنبه 17 فروردین1392
تراژدی155
باز دو ساعت بارون اومد این ننه ی ما سَر از مُهر برنمیداره ....آخه یکی نیست بگه مادر من

زمینیای کشاورزیمون آب نخوردن ...10هکتارزمینای دیممون آب نخوردن ..کدوم زمینامون آب نخوردن ؟

شاکر هستی درست ؟ نه اینکه دیگه خودکشی کنی لامصب ..الانم که داره بارون میاد دیگه خودتون فرض کنید

چ خبره؟اصن ی وضی

پ.ن:1

پشت سرم زیاد حرف میزنن اینجا (اشکال نداره) سگی که ما رو نمیشناسه زیاد واق واق میکنه

پ.ن.2:

دختر داییم رو دیروز تـــو خیابون با یه پسره دیدم هول شده،میـــگه : داداشمـــه!

پ.ن.3

دخترخالم ۵ سالشه اومده گوشیشو گذاشته رو تاقچه برگشته میگه:
مامان یه وقت مسیجامو نخونیا
اونوخت من تا ۱۰ سالگی فک میکردم گوزن ها شوهر آهوها هستن :|

بخاطر اینه میگن عن تو عن شده ...باور کنید ....


آهنگو داشته باشین ؟؟؟



+ || رضا
جمعه 16 فروردین1392
تراژدی154

یکی بود یکی نبود .
پسرا به حکم غریزه س.ک..س میخواستن .
دخترا به حکم اقتصاد رابطه‌ی دراز مدت .
پسرا پولش رو نداشتن که وارد رابطه‌ی طولانی بشن .
دخترا شرایط اجتماعیش رو نداشتن که وارد س.ک.س‌های کوتاه مدت بشن .
پسرا شروع کردند به دروغ گفتن .
دخترا شروع کردند به نقشه ریختن .

هیچی دیگه اوضاع همینی شد که می‌بینید ;)
یه عن تو عنیه که بیا و ببین ....


عاغا رضا 1 سوال داره :

ننه شماهم شیرینی های عید رو وقتی مهمونا میرن قایمش میکنه درکمد ؟ ما تا 1 ماه بعد عید

از شیرینی و آجیلامون داریم ...لامصب ننم بهینه مصرف میکنه ...قناعت پیشه کردیم ...اصن ی وضی

پ.ن

مناجات اصفهانی با خدا: خدایا شدس یه بار بوگوي :

یا ایها الذین آمنوا، پولی چیزي میخین؟ همش تهدید ، همش استرس !!! بیبین کارادا ؟؟؟






+ || رضا
پنجشنبه 15 فروردین1392
تراژدی153
دیشب داشتم 1 پیجی رو میخوندم ...یارو درمورد عشقش  نوشته بود

بابا لامصب یارو نمیتونه کون خودشو بشوره چجوری عاشقش شدی ..لامذهب کم از عشقاتون بنویسین؟

مائیدین مارو بغرعاااااااااان

حالا بذار من برات بگم :

رفیق نمیخام من من کنم برات× چون مایه غلطه زیاده ...ولی خیلی جا داری تا بزرگ شی ...عقلت رشد نکرده

سختی نکشیدی بدونی عشق چیه؟ عاشق کیه؟ دوست داشتن ینی چی ؟

هر وقت تونستی توخدمت 12 روز  تو  شرایط سخت با 1 قمقمه آب وسط بیابون

با 1 دونه نون بربری طاقت بیاری و نمیری؟

هر وقت تونستی 2سال از بهترین روزای جوونیت هر2 ساعت یکبار بری بالا برجک اونم کجا ...

ناکجا آباد که از ترس شب و تاریکی و

پژاک که یه وقت با قناصه نزننت ...هر وقت تونستی فرق بین عشقت و خدا .... فرق بین خشتک و قلب ....

فرق بین پول و معرفت ...شعور و بیشعوور ....فقیر و مایه دار....قناعت و ولخرجی رو یاد بگیری اون وخت از

عاشقی دم بزن

اینا به کنار اما به قول عشقم :

من کسی نیستم که با این زخما دردم بگیره 

من هر دردی که بگی دیدم

با این کوله بارم به سمت پیری میرم

پ.ن

آره داش من ...آره دختر خانم عاشق ....ننویسین ناموسآ




+ || رضا
چهارشنبه 14 فروردین1392
تراژدی152

یه سوال خصوصی میپرسم

دوس دارم همه جواب بدن ...هست ادامه مطلب .....رمز دارم هست

هرکی رمز خواست بگه بش بدم 





ادامه‌‌ی مطلب
+ || رضا
دوشنبه 12 فروردین1392
تراژدی151

عاغا من نمیدونم چرا میخوام نماز بخونم ..حواسم پیش همه چیز و همه کَس میره اما پیش خدا نمیره

شما ها هم اینجورید آیا ؟

مثلآ دیروز هیشکی خونه نبود داشتم میخوندم آقام طی یک عملیات انتحاری اومده تو خونه فک کرد من خوابم

چنان پرید تو اتاقم گفت پخخخخخخ.....پشمام فر خورد ...یکی نیست بگه خووووو پدر من این اسمش قلبـــــــه  

نه آهن...میگیره ٍمیفتم میمیرم بعد خر بیار و رضا رو بار کن ...والا

میترسم از فردا بیاد پشت در اتاقم یه دونه گاز اشک آور قِل بده تو اتاقم با ماسک شیمیایی بیاد تو ..

اصن ی وضی

پ.ن

فردا: رفتید طبیعت خدا ....کثیف کاری نکنید ..در حفظ طبیعت کوشا باشید ...جدی میگم

بهتون قبلآ گفتم امسال قصد ازدواج ندارم ...سبزه هارو به عشق من گره نزنید

هرچند دستگاه سبزه گره زنی جلو شما کم میاره ...ولی دختره واسه 100 تا از عشقاش سبزه گره میزنه


سیزده به درتون بی نحسی و خوشحالی بگذره ...صلـــــــــــــوات بلــــــــــند  


+ || رضا
یکشنبه 11 فروردین1392
تراژدی150

بعد از بیست و اندی سال مهمون پْر خونمون شده

بعد ورداشتن فیلم ختنه سورون من ِ بدبخت ُ میزارن 

هر هر کر کر ....میخندن


اصن ی وضی


پ.ن.


آهای کسی که داری واسه ما شاخ میشی ..نکن کاری که شاختو بشکونم

و بنویسم اون چیزای رو که نباید بنویسم ...



+ || رضا
شنبه 10 فروردین1392
تراژدي149

خبر فوري :

بچه هاي عزيزي كه اين پست رو ميخونن ....

انگاري يه حرومزاده مادر ج.نده  داره براي دوستاي من كامنت ميذاره و از طرف من

حرفاي چرت و پرت ميزنه ....اونايي كه منو ميشناسن هيچ ...ولي اونايي كه

نميشناسن خدمتشون عارضم هرگونه حرفي ....نقلي ...سخني ....از طرف من

يا به عنوان رفيق من از طرف هر شخصي (تاكيد زياد ) كه به شما زده ميشه ك.س.شري بيش نيست

از طرف من تكذيب ميشه ......


دوستار دوستان مجازي ميــــــزبان (رضا)



+ || رضا
شنبه 10 فروردین1392
تراژدي148


اينم شده حكايت زندگي مجردي ما !!!

تكرار .....تكرار .....تكرار ..........

پ.ن.

با آهنگ وبم خيلي حال كردم




+ || رضا
جمعه 9 فروردین1392
تراژدي147


خبرنگاری به دکتر شریعتی گفت :
استاد، سیگار نکشید طول زندگی آدم رو کوتاه می کنه ...
در جواب گفت: من به عرض زندگی فکر می کنم نه طول آن !!

پ.ن.

آهنگ وبمو تا آخر گوش كنيد....ضرر نداره




+ || رضا
پنجشنبه 8 فروردین1392
تراژدي146


فاحشه بسترش را می بوسد .........
ورزشکار چهارگوش زمین را .......
آخوند قرآنش را .....
و من
.
.
.
.
.
.

دستان پدرم را .....
نان از هر کجا بیاید مقدس است باید بوسید .......



+ || رضا
چهارشنبه 7 فروردین1392
تراژدي145

مامور دروازه جهنم
هی تو بشر بیا اینجا
آدم:چیه؟
مامور:چیه تریپ برداشتی ؟ میدم سرب داغ بریزن تو حلقت!!
آدم: بده بریزن زودتر..
مامور : دِپ میزنی؟؟قضیه چیه؟مشخصات بده؟
آدم: دهه ی 60 متولد ایران...
مامور:ببخشید دادا شرمندتم !!! الان میگم بفرستنت بهشت اشتباهی شده ! معذرت میخوام خدا منو ببخشه.

آدم:بیخیال همه زندگیمون اشتباه بود! چیزی نشده رفیق! خسته نباشی....حيح
و آدم و میبرن بهشت و مامور جهنم میگه:دمشون گرم این ایرانیای دهه ی شصتی چه معرفتی دارن بخدا... طفلی با اینهمه زجری که کشیدن از هیچی عقده ندارن !

پ.ن.

اين پُست رو فقط يه دهه شصتي درك ميكنه ...




+ || رضا
سه شنبه 6 فروردین1392
تراژدي144

بدون شرح:




+ || رضا
سه شنبه 6 فروردین1392
تراژدي143
دهن ما آسفالت شد تو اين مهمونيا عيد ب غرعااااان ..هرجا رفتم اينجور بود ؟

خونه خاله ...دايي....عمه.....عمو.....پسراشون ...دختراشون ؟

حال و احوالت چطوره ؟

من:خوبم ...خدارو شكر ....!

وضع درس چطوره ؟

من:شكر ميگذره ....@

ليسانس و نگرفتي؟

من:دو ترم ديگه ايشالا

كي ميري سركار؟

من:|

كار گير مياد مگه ؟

زن نگرفتي؟

من:|||

نرفتي دنبال كار؟

من:|||

من : بابا تو اين مملكت ما مگه كار گير مياد .......

طرف:كار هست ...كاركُن نيست .....

من تو دلم:آخه لاشي ب درد نخور ..خودت هستي تو نمايشگاه بابات ...خودتم، ك.ون كار كردن نداشتي!

پ.ن.

اصن هر كي خَرش از پل ميگذره نميدونم چرا برا ما ميشه مُلا نصيحت كن

آخه عن زرده تو تا ديروز نميتونستي دماغتو جم كني از صدقه سَر يكي ديگه به نون و نوا رسيدي 

من 16-17 ساله دارم درس ميخونم ...اميدمم ب خداست ...نه بنده خدا ...ب ما چيكار دارين ديگه:)))





+ || رضا
دوشنبه 5 فروردین1392
تراژدي142
اصن ي وضي :D




+ || رضا
یکشنبه 4 فروردین1392
تراژدي141


به همه ي دوستام تسليت ميگم اين ايام رو !





مادرت جلو چشات زمين ميخوره دنيا جلو چشات سياه وسفيد ميشه :


كوچه بني هاشم كه ميگن اينه ها .....
جاي كه مادر من و تو سيلي از اون نامرد خورد
جوري بهش زد كه راه خونه رو گم كرد .....

پ.ن

من نميدونم امام حسن چي كشيد اون لحظه ولي حرفم اينه :

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه...

گردنت را ميشكست آنجا اگر "عباس" بود



لَعن الله قاتلي (فاطمة الزهراء) "س"



+ || رضا
یکشنبه 4 فروردین1392
تراژدي 140
اونــــی کـــه تا دیـــــــروز واسه ما مِــــن مِـــــن میکرد !!

حالا اومــــــــده مَــــن مَـــــن میکنــــه :O

فقــــط مراقب باش تِــــــــــــــــــــر تِـــــــــــــــــــر نکنـــــــی :))

همه جا با ما کار داشت...!


اما...تهش که رسید...رفاقت ما خار داشت...

گوســــــــفند............ ، اون پین کد گوشیته که بهت 3 بار فرصت میده نه من...!!!



+ || رضا