یه نفر با انواع و اقسام اسمهای دوستان با اسم مستعار میاد وب من برام کامنت فحش و اینا میذاره 

من پ.ش.م.م نی ...ولی خدمت  شما دوستان  خوبم عارضم هر گونه کامنت زشت و بد دهنی ب شما 

از طرف اسم میزبان(لعنت الله علیه) تکذیب میگردد .....دوسدار شما رضا 

من که میدونم کی هستی ...ک.ونت داره میسوزه ...چ حالی میده 

نوشته شده در پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
دوستم دیروز تعریف میکرد ....

مامان بزرگم بعد 60 سال خوابیدن پیش بابا بزرگم و 10 شکم زائیدن هنوز بهش میگه حاج آقا!

 

اون وقت دختره چش سفيد 10 دقیقه نیس شماره منو گرفته smsداده چطوری شــ.ومـــ.بول طلای من!!؟

نوشته شده در پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
 

 

پیام رهـــــــبر کـــــــبیر انقلاب ب ملــــــــی پوشــــــــان والیـــــــبال در ادمه مطلب :


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 27 شهریور1393ساعت توسط رضا| |

 

بعدآ نوشت:

ی عده بیسواد ریختن بلاگفا ....

چرا غصه ی دردو واسه ی فردا نذاریم 

نوشته شده در چهارشنبه 26 شهریور1393ساعت توسط رضا| |

یادش بخیر .....دهن آسفالتی بود برا خودش ....یـــزیـــدتــــو مَـــرد 

 

برید ادامه .....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 26 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
هر روز که از سرکار میرم خونه تا میرسم خونه و دست و صورت و پاهامو میشورم و وضو میگیرم 

و نماز میخونم میشه ساعت حول و حُش (هُش.هوش.حوش) 2 که بابام نرسیده میگه بزن اخبار بزن اخبار 

لامصب هنوز نزده شروع میشه ...به نام خدا :داعِـــش  

با صلوات بر محمد و آل محمد: داعـــش ....

با درود فراوان برشما بینندگان عزیز:داعـــش ....

الانم که گیر دادن به ائتلاف و این صوبتا که با توجه به وضع موجود خوشبختانه ما جزئش نیستیم

و بهتر که نیستیم ...لامصب زندگی نیست ..7 میلیارد آدم افتادن ب جون هم برای ی سری اعتقادات بیخود

 

ولی از حق نگذریم هر چی کشورمون بد باشه امنیت و اسایشش بد نی نه اون آسایش که من و شما ها

مَد  نظرمونه  از نظر 30 یا 30 میگم   و استقلال نظامی که داریم

پ.ن.

خب میبینم که تابستونم تموم شد و پاییز داره میاد و در حال  ب مــــــــا رفتنیم

ای چقد بدم میاد از بوی مهر ...اقی ...تـــــُف

راستی تا یادم نرفته دافای عزیز...

دبیرستانیا..........

دبستانیا ........

راهنمائیا......

ب قول خودشون شاخا .......

شارژ ایرانسل میگیرم کتاباتونو   جلــــــــد میکنم     

 

نوشته شده در سه شنبه 25 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
عاقا ما یه پسرعمو...ببخشید...یه گودزیلا ۵ ساله داریم...
یه روز تو مهمونی بودیم آقا داشت با تبلتش ماشین بازی میکرد...دیدم داره با سرعت پایین حرکت میکنه...بهش گفتم چرا تند تر نمیری؟
یه نگاه حکیمانه انداخت بهم...سرشو به نشونه تاسف تکون داد و گفت:اگه ما جهان سومیم به خاطر وجود امثال توئه ...بفهم...دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه...هی خدا...اینارو به راه راست هدایت کن...بعد پاشد رفت
من o_O
کل افراد فامیل :))))))
گودزیلا :))))))                                                                                                                           

بعد من اندازه این کثافت بودم عنکبوت میذاشتم رو دستم نیشم بزنه بشم مرد عنکبوتی تار پرتاب کنم 

تفاوت نسل تا چ حد آخه لامصب :)))

نوشته شده در سه شنبه 25 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
از اسفند پارساله زندگیم فقط  شده بدو بدو 

سه ماه تابستونم که فقط سرکار بودم و از 12 مهرم میرم سرکلاس و باز درسای 

سنگین حقوق و ترم آخر ....یا خدا رحمی 

این که میام اینجا و شما رو میخندوم قانونی بود که با خودم عهد کردم 

وگرنه من کجا و خنده کجا....اگه از من بی ادبی ...حرفی ...نقلی...

چیزی می شنوید که در شان من نیست        

نذارید پای بی ادبی ....خیلی اوقات بوده خودم کفری و بی اعصاب بودم

ولی شما ها رو خندوندم  ...شاید در حد ی لبخند ...چون لبخند شما برا من ارزش داره 

فک نکنید من علی بی غمم نه ب مولا منم مشکل زیاد دارم ولی ب قول یاس:

زندگی نفس کش میخواد 

هر مشکلی طرفت میاد ...تو رو میکشونه به سمت خودش

پاره نمیشی فقط کش میای

هر کی پرسید سلام چطوری؟جــــــواب 1 کلام :دکـــــــــوری

بقیش بماند

همه ی بچه های اینجا چ قدیمیا که چندین و چند ساله با همیم ..

چ جدیدا همه سالارن و من خاک پای رفقا  .....

فدای همتون :رضـــــــا 

نوشته شده در دوشنبه 24 شهریور1393ساعت توسط رضا| |

پسره پست گذاشته
پای کامپیوتر نشسته بودم که مامانم اومد کنارم و گفت

تو گوگل بزن سوپ شیر ببینم چند مدل سوپ شیر داریم.
تا زدم "س" گوگل زد:

 

حالا برین ادامه مطلب:


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 23 شهریور1393ساعت توسط رضا| |

نوشته شده در شنبه 22 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
1:این سالار تـــــــه ِ رپرا و خواننده هاس 

 

2:این سالار مرد....تــــــــه تـــــــــه بازیگرا ..عشق منه 

3:این سالار مرد سومی دیگه هیچ حرفی توش نیست ..استاد بازیگرای ایران ِ

 

پ.ن.:

هر کی خواست عکس علاقیاتشو بذاره مارم دعوت کنه ....از چالش بکشید بیرون 

نوشته شده در چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
تجربیات چندین و چند ساله ی بلاگریم بهم میگه که هر سال این موقع وقتی بلاگفا خلوت میشه 

یا فیس یا هر جایی دیگه در دنیای مجازی  حاکی از اینه که با 1 عده بچه مدرسه ای ی جا جمع شدیم و 

ماشالله همه تز بزرگسالی و بلوغ 3 ماهه گرفتشون و الانم وقتشه دیگه برن دنبال خریدن کیف وکفش و کتاب 

برید عزیزانم 

برید امیدتون بخدا                                                                                                                  

برید که دیگه برنگردید کثافدا :(((

برید گودزیلاها :((

برید هیولاهای دهه 70 و 80

پ.ن.

هر شب بعد از سر کار خسته وکوفته که میرم خونه بر و بچ  زنگ میزنن میریم والیبال تو پارک

منم سریع دوش میگیرم ...نماز میزنم بر بدن ......شام میخورم ...میریم صفا

دانشگام تا 15 مهر گرده......چ حالی داریم امسال با چُص ترما .... 

نوشته شده در چهارشنبه 19 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺎﻧﻮﺍﻥ ﻋﺰﯾﺰ ﻭ ﮔﺮﺍﻣﯽ :
.
.
.
.
.
.
ﺧﻂ ﻟﺐ
ﺧﻄﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺭﻭ ﻟﺐ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻪ
ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﺩﻣﺎﻍ ﺷﺮﻭﻉ ﻧﻤﯿﺸﻪ
ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﯽ ؟
ﻧﻘﺎﺷﯿﺖ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺖ ؟

نکش عاقاااااااااا..نکش عزیز من 
ﺑﮕﻮ ﻣﻦ ﺑﯿﺎﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﺑﮑﺸﻢ
ﻭﺍﻻﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ

پ.ن.:

ملت ی جوری ریختن تو کوچه،خیابون والیبال بازی میکنن ...بخای از هر جا رد شی باید به عنوان بازیکن آزاد 

چند تا دریافت بکنی چش وچالت درنیاد بعد رد شی...خوشحالم تیم ملی شمشیر بازیمون هیچ پُخی نشد ...

نوشته شده در سه شنبه 18 شهریور1393ساعت توسط رضا| |

شماره نیوتن چنده ....اینا دارن با قانون جاذبه مسخره بازی در میارن کثافدا

نوشته شده در دوشنبه 17 شهریور1393ساعت توسط رضا| |

کیا پایه ان ؟

بیان ادامه مطلب با هم بزنیم 

دلم ی هو هوس کرد 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 16 شهریور1393ساعت توسط رضا| |

رضانوشت:

یواش یواش داریم از شرایط بخور و نمیر به شرایط نخور و بمیر تغییر وضعیت میدیم..!
باشد که رستگار شویم...

قدیم نوشت:

ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻻﻥ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺗﺸﻮﻥ ﺁﯾﭙﺪ ﻭ PS4 ﺷﺪﻩ ...

ﻣﺎ ﺍﻭﺝ ﺗﻔﺮﯾﻤﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ ﺍﻟﻮﯾﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺻﺪﺍﻣﻮﻥ ﮐﻨﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﻧﺎﯼ ﻣﺮﻏﺎﺭﻭ ﻟﯿﺲ ﺑﺰﻧﯿﻢ! :)))

پی نوشت:

حذف شد   ب    دلیل         بی جنبه     بودن       

نوشته شده در یکشنبه 16 شهریور1393ساعت توسط رضا| |

مادرم میگه 7 سال نظر آقا کردم تا تو اومدی دنیا 

الان چند ساله که بهم میگه 7 سال مراد خودم 

منم میگم آقا رو عشقه 

امسال تذکره کربلا رو امضا کن جان مادرت 

نوشته شده در شنبه 15 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
هرمینه دعوتم کرد چالش اما جان مادرتون بسه ....3 تا کتاب که خودم عاشقشونم 

1:ارباب حلقه ها نوشته ی جی آر آر تالکین 

2:هری پاتر که دیگه همه میشناسن 

                                                                                                                                      3: کیمیاگر (نوشته پائولو کوئیلو)

 

 پ.ن.

جان مادرتون بکشید بیرون از چالش دیگه ...ما عادتمونه تا عن قضیه رو درنیاریم ول کن نیستیم 

نوشته شده در شنبه 15 شهریور1393ساعت توسط رضا| |
ببین اوس کریم میخوام 2 کلوم با هم حرف حساب بزنیم ناراحت نشیآ: 

امروز سر سفره به آقام گفتم زمانی که شما میتونستی خودتونو  از صفر به 100 برسونی 

خودت نخواستی مثلا میگه که :زمان ما اصلا اینجور نبود و کسی به فکر این چیزا نبود 

ما فک میکردیم همینجوری میمونه ...اما حرف من اینه : 

الان من جوون و امثال هزاران شایدم میلیونها نفر مث من قبطه اینو بخورن که چرا ؟                                    

ولی گذشته ها گذشته و نمیخام بگم از زندگیم ناراضیم ...شکر راضیم ...

همینکه ی پدر بازنشسته خوب و بامعرفت 1 مادر خوب و سالار

با کمر درد و پا درد شدید اما مهربون دارم ...ی سقف بالا سرمونه و 2 تا بچه صالح تحویل جامعه دادن 

برام بسه ...شکرش مال دنیا ارزش نداره 

اما درسته ما 1 زندگی آروم و بی سر و صدا داریم اما خیلیا اینجور نیستن و منم آدم حرص خوریم ب شدت 

که از الان تا 70 سال آینده نمیتونم از صفر خودمو ب نیم برسونم همش رو تردمیل واسادم و دارم خودمو

خسته میکنم ...قبول دارین آیا؟

چرا یکی باید انقد داشته باشه که فردا بذارش واسه میراث خوراش و اونام دودش کنن بره هوا 

اما به کسی کمک نکنن ..چرا یکی انقد داره و زیر پاشو نمیبینه ...چرا صدامون ب جایی نمیرسه 

چرا خدا سکوت میکنه و همه باید با شعار بهش نگاه کنیم و بگیم شکرت همه چی عالیه 

چرا صبرامون فایده نداره 

چرا  و هزاران چرایی که مغزمو هر روز میخوره 

پ.ن.:

مردمی که به امید مفت خوری ع.ن.ق.ل.اب بکنن ...همین میشه دیگه ...بخورید برا خودتون 

 

نوشته شده در پنجشنبه 13 شهریور1393ساعت توسط رضا| |

ادامه مطلب جاییه که داریم زندگی میکنیم 

دقی قن 

:پوووووف


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 12 شهریور1393ساعت توسط رضا| |