X
تبلیغات
- تراژدی سیسم -

سلام به همه ی رفقای بامرام خودم من جمله بچه های بالا و پایین

دم همتون ب مولا خیلی گرم ...خیلی با مرام و سالارید

والا انقد درگیر درس و دانشگاه و کارم که ب کل اینجا رو از یادم رفته بود الانم خونه حامد اینا

(جوونا دهه شصتی) داداشم بودم که گفت بیا پست بذار

زندگی واقعی رو ب مجازی خیلی ترجیح میدم ....چند سال نوشتم و خوندید و خندید و دور هم خنده

و گریه زیاد داشتیم ...اما هیچوقت خاطرات اینجا از یادم نمیره ...همتونو دوس دارم

چ اونا که باشون کنتاک بودم چ اونا که خودشونو چ..وس میکردن

قول نمیدم ولی بتونم میام سر میزنم ب همتون .....خاک پای همتونم

از ته قلبم میگم :دل برای پست گذاشتن و وبلاگ و رفقا و دور همی تنگ شده

اما چ کنم که زنجیر اجبار زندگیمون بدجور پابستمون کرده ......

:آیکون بغض..

نوشته شده در شنبه 12 بهمن1392ساعت توسط رضا| |
خيلي سخته درد و دل همه رو گوش كني اما خودت خداي درد باشي

خيلي سخته واسه همه مرحم زخم باشي اما همه نمك ب زخمت بپاشن

خيلي سخته تو اوج سختي با همه باشي و بهشون اميد بدي اما كسي نباشه بهت اميد بده

خيلي سخته ي بغض تو گلوت باشه اما ب همه لبخند بزني و اشكاتو پنهون كني

خيلي سخته مشكلات و بدبختي از پا درت بياره اما بازم بگي خدا بزرگه

خيلي سخته ظاهر نمايي كني كه هيچ مشكلي نداري .....

و خيلي سختياي ديگه


ديگه نميكشه ...........مواظب خودتون باشيد رفقا ....همتونو دوس دارم ...غلام و خاك پاتونم

دعا كنيد مشكلم درست شه برگردم ...من اينجا رو با خون دل نگه داشتم لامصب

كـــــ...رم وسط هر چي مادياته  كه ما رو درگير كرده .....

امضاء: رضاي داغون

نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1392ساعت توسط رضا| |
خدا به فرشته ها شعور داد ، بدون شهوت ؛

به حیوان ها شهوت داد ، بدون شعور ؛

و به انسان هر دو را ... ؛

انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند ؛ از فرشته ها بالاتر است

و انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند ؛ از حیوان ، پست تر ...

پ.ن.1:

یارو برای زنش نـــــ.وار بهداشــــ.تی میخره

زنش میگه : چرا بالدار نخریدی؟

میگه :

اگه بدونه کجا میره، خودش بال درمیاره:))))))))))

پ.ن.2:

امروز دهکده آبی پارس بهم ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ داده :

ﻻﺷﯿـــــــﺎ ﺑﯿﺎﯾــــــﻦ ديگه:|

پ.ن.3:

یکی ازفانتزیام اینه که تو سازمان ملل سخنرانی کنم٫

بعد یکی از اون عقب یه سوال ازم بپرسه ...بگم احسنت سوال واقعا خوبی بود

ولی شما بیا کیـ.ـــ.رم.و بخور که وسط حرفم گوه خوری نکنی ک.سـ.ک.شه دیــ.ــ.وث...

فقط خدا کنه مترجم درست ترجمه کنه


نوشته شده در چهارشنبه 3 مهر1392ساعت توسط رضا| |
آهنگ گلپری جون آرمین نصرتی رو ديشب تو فيس برا 1 آمريكايي فرستادم

حالا خوشش اومده میگه معنیش رو برام بفرست :)))))))

مـــعـــنـــی رو حـــال کن :))) ناموسن خلاقيت رو حال كنيد

... ... Golpari joon! oh Yeah.. You're here ! Oh yeah ! Will you come with me? I won't. You'll be tired.. i won't ! Vai Vai Vai

گلپری جون! بله؟؟ ! اینجایی جون؟؟ ! بله؟ ! بیا بریم... ! نمیام ! خسته میشی.. نمیشم.. ! وای وای وای

با این وای وای وایش خیلی حال میکنم :)))))))))))

پ.ن.1:

به همه شرکتها اعلام شده که به آخر اسم شرکتشون نام "ایران" رو اضافه کنن!
مثل مبلیران، روفیران ، گلد ایران و .....
همه شرکتها پذیرفتند بجز شرکت بیک ..!

پ.ن.2:

ﯾﺒﺎﺭ رفيقم ﺩﺍﺷﺘ ﺑا ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮش ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺳﺮ ﭘﺎﺷﺎﺷﯿﺪﻥ ﻣﯽ ﮔفت
ﮔﻔﺖ ﺧﻔﻪ ﺷﻮ ﺑﺎﺑﺎ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻥ
ﺳﻮﺗـــ.ﯿﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﻣﯿﺪﻩ.
ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﻟﺤﻈﻪ كه رفيقم داشت تعريف ميكرد ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﻟﻢ ﻣﻤﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ
ﻧﮕﻮ. كثافططططططططططططا...

پ.ن.3:

امروز یه دختره دیر رسید سرکلاس
رسیده و نرسیده به استاد گفت :
استاد تاخیری میزنید ؟؟!!

یکی از بچه ها هم از ته کلاس گفت :
نه استاد ترامادول میزنه....

بيشعوور نيستم فقط كودك درونم ي خورده ديوثه .....رضاي داغون


نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1392ساعت توسط رضا| |

بازگرد ای خاطرات کودکی ، برسوار اسبهای چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند ، یادگاران کهن ماناترند
درسهای سال اول ساده بود ، آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه وخروس ، روبه مکارو دزد وچاپــــلوس
روز مهمانی کوکب خانم است ، سفره پر ،از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود ، فیل نادانی برایش موش بود
باوجود سوزو سرمای شدید ، ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم ، ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم ، یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت ، دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود ، برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
همکلاسی های درد و رنج و کار ، بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد ، کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود ، جمع بودن بود وتفریقی نبود
کاش میشد باز کوچک می شدیم ، لااقل یک روز کودک می شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش ، یاد آن گچ ها که بودش روی دوش
ای معلم نام و هم یادت بخیر ، یاد درس آب و بابایت بخیر

نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1392ساعت توسط رضا| |
امروز رفتم دانش گــ.ا چ خبرا كه نبود ...فقط وايساده بودم طبقه چهارم و از پشت شيشه ب اين همه

جوون بدبخت نيگا ميكردم ...دانشجوآي جديد چ كيفي ميكردن ..البته بهشون حق ميدم از آينده خبر نداشتن

از 4 سال خرخوني...از4 سال جيب پدر مادر مايه گذاشتن.....از شب نخابي تا صب....ياد روزاي اول افتادم

چ زود گذشت.....خدمت كه بودم ميخاستم قيد درسو بزنم اما بعدش مث خر خوندمو ديگه آخراشه نهايتآ يكي

دو ترم ديگه خلاص .....

دهه 50 كه همه ازدواج كردن و نوه دار شدن ...دهه 70 هم كه پيش فعالن دارن ازدواج ميكنن و كردن ...

اين دهه شصت نميدونم چيه كه نه ازدواج ميكنه ...نه ميل ب ازدواج داره...نه از زندگي خوشش مياد

نميدونم داستان چيه؟

ديروز مادر رفيقم دار فاني رو وداع گفت...وقتي زير جنازه رو گرفته بودم با خودم فك ميكردم چه آخر عاقبت

قشنگي داره "انسان" از اول زندگي مث تراكتور كار كن و زحمت بكش آخرش برو زير خروارها خاك

"تسليت رفيق "

درس بخون.....خدمت برو.....دانشگا برو ......ليسانس بگير......كار كن........كاركن.......كاركن.......

بعد بچه بيار .......بعد سرتو بذار زمين راحت بگير بخاب.....چ قشنگه زندگي كردن


ي شعر ميذارم ادامه خيلي باش حال ميكنم ...بخونيد حتمآ



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور1392ساعت توسط رضا| |

دوستاي خوبم ازتون ميخوام :

با توجه ب الويت اگه دوس داريد و صلاح ميدونيد

دغدغه..... گرفتاريا .....مشكلاتتونو...... برام بنويسيد ؟ 

ميخام آخر سر 1 نتيجه گيري كلي كنم ؟ ممنون از همگي

پ.ن.


حاضرم بوي آمونياك خالص رو بشنوم ...اما بوي ماه تخمــ.ي مهر رو نــــــــه؟



نوشته شده در شنبه 30 شهریور1392ساعت توسط رضا| |


" خدایا " قسمت و حکمتت بماند برای آنهایی که درکش می کنند....

برای منِ نفهم ... فقط معجزه کن...


نوشته شده در جمعه 29 شهریور1392ساعت توسط رضا| |
خود کنترلی (کنترل بر خود)

تنها راه بقا در دنیایی ست که تحت حاکمیت احمق هاست.
دنیا بسیار زیباتر می‌شد اگر انسان‌ها به جای دین ، به انسانیت معتقد بودند ،

انسانیت چیزی‌ست ورای همه‌ی ادیان ، انسانیت ، مهربانی‌ست .

نماز و دعا و روزه ندارد ، انسانیت گاهی یک لبخند است که به کودک غمگینی هدیه می‌کنید .

"احمد شاملو"

از مرگ نترسید ! از این بترسید که وقتی زنده‌اید چیزی در درون شما بمیرد به نام " انسانیت "

"احمد شاملو"

این چه بهشتی‌ست ؟ بهشت است یا روسپی‌خانه ؟
خُب اگر بهشت این است و با این همه وعده !
چرا روی زمین به همین جرم می‌گیرید ، می‌برید ، در بند می‌کنید ، سنگسار می‌کنید ، می‌کشید ؟!
چه کسل کننده است این بهشت .

"احمد شاملو"


من سال‌ها نماز خوانده‌ام . بزرگترها مي‌خواندند ، من هم مي‌خواندم .
در دبستان ما را براي نماز به مسجد مي‌بردند . روزي در مسجد بسته بود ،
 بقال سر گذر گفت : "نماز را روي بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديکتر باشيد
  مذهب شوخي سنگيني بود که محيط با من کرد
 و من سال‌ها مذهبي ماندم ، بي آن که خدايي داشته باشم !

"سهراب سپهري"


آدمی هر قدر هوشمندتر باشد ، افسردگی و بطالتش بیشتر است !

فیودور داستایفسكی


نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1392ساعت توسط رضا| |


امروز نزديكاي ظهر آقام اس ام اس داد :رضا جان سر راه خود یک عدد ماست برای نهار بگیر و به خانه بیاور!!!

منم خواستم یه ذره سر به سرش بذارم جواب دادم :

چشم پدر چه نوع ماستی برای میل کردن مد نظر دارید؟؟

آیا ماست سوِ  ِن میتواند مطابق سلیقه ی خاص شما باشد؟

یا گونه ی دیگری خریداری نمایم؟

زنگ زد بهم گفت:خيلي اسبي بی شعور ادای منو در میاری؟؟

فقط منتظرم برسی خونه شهيدت كنم ؟

هم اکنون پاسی از ظهر گذشته و من با یک سطل ماست

در خیابان نشسته ام آيا كسي نيست به منه باديه نشين خياباني رحمي كند؟!!

پ.ن.

ما از اونایى هستیم که دعاهامون میخوره به پنجره

بعد کمونه میکنه میخوره به سقف ، سقف خراب میشه رو سر خودمون ! :|

پ.ن.2:

امسال که گذشت...
برنامه م واسه سال دیگه اینه که
برم کنارِ یه بلالی وایسم، نخ دندون سانتی بفروشم ..!

بعدآنوشت:

داش وهاب عزيزم ....همشهري خوبم ...زادروزت پيشاپيش مبارك ....100 تاي شدنش ايشالله 



نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1392ساعت توسط رضا| |


كيا ايشون رو ميشناسن ؟






ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور1392ساعت توسط رضا| |

فردا تولد عشق همه ي ما ايرانيا و مسلمونا آقا علي ابن موسي الرضاست

اگه لايق باشم بخاطر اينكه هم اسم آقام چند تا دعا ميكنم آمين بگيد و نظري داشتيد بنويسيد!

*خدايا: ب مظلوميت امام رضا قسم تموم مريضا رو شفا بده ....
*خدايا: سايه ي پدر مادرمون ُبالاسرمون نگه دار..(اوناي كه نيستن..خدابيامرزشون)
*خدايا: ب عشق امام رضا قسم تموم عاشقا رو ب عشقشون برسون....
*خدايا:تموم گره ي گرفتارا رو ب حق ضامن آهو باز كن .....
*خدايا:هر كي گرفتاره ..هر كي مشكل مالي،دنيايي،معنوي داره ..ب حق سلطان رضا حلش كن
*خدايا :هر كي مث من دلش براي حرم سلطان پر ميزنه ..زودتر ب حرمش برسون
*خدايا:زندگي هر كي ي جور  داره ميگذره ...ب حق ارباب رضا كاري كن خوب بگذره
*خدايا:امثال من جوون مشكل زياد دارن خودت ب بهترين شكل حلش كن

التماس دعاي شديد دارم ازتون ...فراموشم نكنيد &

نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1392ساعت توسط رضا| |
ورودی های 92 دیگه آماده شدن
نشونه هاشون

كت و شلوار

مانتو از اينا كه وسطش كمربند داره و آره و ايناست ...

کیف سامسونت

آوردن میوه و کوکو سیب زمینی با لواش
عکس انداختن رو چمن های دانشگاه
جزوه نوشتن
مداد رنگی
سر وقت و هر روز اومدن
باقیشم مطلعید
پسراشونم دو تا دختر می بینن فک میکنن رفتن لس انجلس استخر قاطی......

و من الله توفیق

اخه عنو قرار ني پنج شمبه قبول شدي دانش گـــ.ا شنبه صب بياي سركلاس
بذار 1 هفته بعد با هم ميريم

پ.ن.

روزاي اول يوني با رفيقم سركلاس نشسته بوديم ..ي داف اومد تو كلاس ..
رفيقم گفت:باقلوااااا ..جوووووون

بعد اون باقلوا رفت نشست پشت ميز استاد ....
هيچي ديگه رفيقم مث مَرد رفت اون درسو حذف كرد

پ.ن.2:

زندگي يني:
انقد درس بخوني تا دهنت سرويس بشه
بعد آينده بري سركار مث خر كار كني تا دهنت سرويس بشه ....

پ.ن.3:
پسری زرنگه وقتی خونشون خالی بود اصلا به دوست دخترش التماس نکنه
که بیاد خونشون فقط پشت تلفن بگه
 مامانینا رفتن مسافرت دختر خالم داره شام میاره برام کافیه.

كثافططططم خودتونيد..عمه هم دارم ..ولي پيره رحم كنيد

نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1392ساعت توسط رضا| |


ناموسآ LOVE ب اين خشگلي نديده بودم .....

پ.ن.

بعضيا خانما مارك دارشو خيلي دوس دارن سِت كنن......


بريد ادامه.......اوووووووووف


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 23 شهریور1392ساعت توسط رضا| |
نيمدونم چرا اين روزا هرجا ميرم همه دارن ميرن...از وبلاگ رفقا گرفته تا وب سايتاي كه خودم چن سال

باهاشون زندگي كردم مث نوا كد با آدرس nava-code.blogfa.com اعضاش خيلي واسش زحمت كشيدن

ب قول خودشون زندگي بالا پايين زياد داره ....

نميدونم قسمت و حكمت خدا چيه كه هر چي هست خودش بيتر ميدونه ..ولي داره بد ميگذره ...بد

زندگي كه داريم ما ميكنيم اسمش اشتباهيه ...ب قول يكي از بچه ها : بزرگترين گناه ما اومدن ب اين دنيا

و زندگي كردن بود....شكر ...ناشكر نيستم ...اما زندگي بدون هدف ..ميشه مث ي مرداب كه

هر چي دست و پا بزني بيشتر غرق ميشي تو گند و كثافت ....

بهترين روزاي عمرون پاي اين نت مزخرف صرف شد ....خنده و گريه هامون مصنوعي و مجازي بود

دردو دلامون شد مجازي ...رفيقامون شد مجازي....حيح چي بگم كه حرف زياده ....

+دلم خيلي گرفته ....خيلي ....

خيلي از دوستان ب هواي دانشگاه و سركار رفتن و بي پولي و گرفتاري دارن ميرن .......

نميدونم چي بگم اما دنيايي كثيفي شده همه چي شده پول ....بخور تا خورده نشي

دلم پُره ...از همه چي ..از همه كَس ....

+ي روزي از اينجا ميرم بدون سر و صدا .........

پ.ن.

حالت گرفته باشه ..جمعه هم باشه .....ديگه هيچي

پ.ن. 2

آهنگ وبم از يكي از  دوستاي خانم وبلاگيه ...ممنون رفيق عزيز

پ.ن.3

 اين دنياست كه همه جاش 1 رنگ ِ وگرنه آسمون هميشه ي رنگه 


نوشته شده در جمعه 22 شهریور1392ساعت توسط رضا| |
فـرق مـن بـا بقیـه رو فقـط کـسی میفهمـه کـــــــــــه . . .
خــودش بـا بقیـه فــــــــــــــــــــــــــــرق داشتـه بـاشـه ...! آره رفيق

زن همسايمون  2 ساعته دم حياط داره با حاج خانم حرف ميزنه
بهش ميگم چرا نمايين تو زشته دم در ميگه ..ممنون ديرم ميشه :| | |

پ.ن.1:

بي همگان ب سر شود ....بي تو ...سرشم نيستي .....بعله !

پ.ن.2:

دوست داشتن بعضيا دليل نميخاست ...گاو بودن ميخاست ..ك بحمدالله ما بوديم ..خخخخ

پ.ن.3:


بابام ديروز يهو اومد تو اتاقم بهم گفت:

تو كه چشمات خيلي قشنگه ......تو كه چشمات خيلي عجيبه

منم يهو ذووووووووق مرگ شدم ..تا بخودم اومدم ديدم دارم

شيشه هاي ماشينو لُنگ ميكشم

اصن ي وضي ب مولا




نوشته شده در پنجشنبه 21 شهریور1392ساعت توسط رضا| |
كليد حل مشكلات ك ميگن اينه ها ؟

نوشته شده در دوشنبه 18 شهریور1392ساعت توسط رضا| |
شده حكايت من با خيلي از بچه هاي اينجا .....ب مولا ....بخونيد!


دﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﺱ ﻣﻨﻄﻖ ﻧﻤﺮﻩ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﺵ ﮔﻔﺖ : ﻗﺮﺑﺎﻥ, ﺷﻤﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎ
ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺱ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ؟
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺑﻠﻪ ﺣﺘﻤﺎ . ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﯾﻚ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺎﺷﻢ . ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺍﺩﺍﻣﻪ
ﺩﺍﺩ : ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺏ, ﻣﻦ ﻣﺎﯾﻠﻢ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﯾﻚ ﺳﻮﺍﻝ ﺑﭙﺮﺳﻢ ,ﺍﮔﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺻﺤﯿﺢﺩﺍﺩﯾﺪ ﻣﻦ ﻧﻤﺮﻩ ﺍﻡ
ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﻜﻨﻢ ﺩﺭ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﺮﻩ ﻛﺎﻣﻞ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺱ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﯿﺪ .
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻗﺒﻮﻝ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﭘﺮﺳﯿﺪ :ﺁﻥ ﭼﯿﺴﺖ ﻛﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻧﯿﺴﺖ, ﻣﻨﻄﻘﯽ
ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻣﻨﻄﻘﯽ؟
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺎﻣﻠﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻫﺪ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪ ﻧﻤﺮﻩ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺭﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﺑﺪﻫﺪ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺷﺎﮔﺮﺩﺵ ﺗﻤﺎﺱ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ . ﻭ ﺷﺎﮔﺮﺩﺵ
ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ
ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺷﻤﺎ 63 ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﺑﺎ ﯾﻚ ﺧﺎﻧﻢ 35 ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩﯾﺪ ﻛﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺍﺳﺖ
ﻭﻟﯽ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﻫﻤﺴﺮ ﺷﻤﺎ ﯾﻚ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ 25 ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ . ﻭﺍﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ
ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ ﻫﻤﺴﺮﺗﺎﻥ ﻧﻤﺮﻩ ﻛﺎﻣﻞ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯿﻜﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﺩﺭﺱ ﺭﺍ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﺪ ﻧﻪ
ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻣﻨﻄﻘﯽ!!!!!

پ.ن.

چ تاثير دلنشيني دارد ((غصه نخور..درست ميشود))گفتن هاي مادرم

از هر قرص آرام بخشي ....آرام بخش تر است براي من ....

نوشته شده در یکشنبه 17 شهریور1392ساعت توسط رضا| |



ب دليل بي جنبه بودن بعضيا حذف شد......

ي عده بي جنبه ريختن اينجا شدن بلاگر ......

بعد ميگن داش رضا چرا ميخاي بري........

نوشته شده در شنبه 16 شهریور1392ساعت توسط رضا| |

لپا پروتـــــز
گونه ها تخیلی
موها رنگ کرده
ابروها تاتو
دماغ عملي
بعد هی پست ميذاره  نیمه گمشدم کجاست و فلان و اینا
خو لامصب این قیافه ای که تو واسه خودت ساختی
گم بشی مامانت بزور پیدات میکنه
نیمه گمشدت که جای خود داره:دي

پ.ن.
آدم بـــــــا تــمــســـــــــاح شــــوخـــــــــــي بــکــنــــــــــــه !
ولـــــــــي بـــــا دخــتــــــر پـــ.ــريــــ.ــود شده شوخي نکنه :|

پ.ن.2:
ﺳﺆﺍﻝ ﺩﺭﺱ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ : ﭼﺮﺍ
ﻛﺎﻧـ.ﺪﻭﻡ ﺷﻔﺎﻑ ﺍﺳﺖ ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﺎﻥ :
.
.
.
ﺣﺎﻻ ﻛﻪ
ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺍﺳﭙﺮﻡ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻧﺮﺳﻦ
ﻻﺍﻗﻞ ﺍﺯ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻥ

پ.ن.3

يكی از مشكلاتی كه من با جنس مونث دارم اينه كه اول ادا تنگارو در ميارن بعدش سيريش ميشن ..!

نوشته شده در پنجشنبه 14 شهریور1392ساعت توسط رضا| |




حذف شد.......

نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1392ساعت توسط رضا| |
هميشه با خودم گفتم كسايي ك ميان بلاگفا از چند حالت خارج ني؟

1:از آدماي دنياي واقعي خسته شدن

2:يا شكست عشقي خوردن و برا عشقشون مينويسن

3:يا تنهانُ و دنبال عشق جديد ميگردن

4:يا عاشقن ُ برا عشقشون مينويسن

5:يا دنبال ي كيس مناسب برا ازدواج ميگردن

ك از ديد من تو دنياي مجازي با چند سال تجربه مورد 5 از همه شايعتره ....چرا اين حرفو ميزنم ؟

بادليل ثابت ميكنم تنها چيزي ك دختر،پسراي بلاگفارو از اين دنيا جدا ميكنه ازدواجه بنظرم حق دارن

بودن آدمايي ك اينجا عاشق شدن و ب هم رسيدن بودنم آدمايي كه عاشق شدن و طرف تحويلشون نگرفته

و طرف لاشي از آب دراومده .ب هرحال من حيث المجموع هر كي ميگه ازدواج بده ُ فلان و بيسار گوه زيادي

ميخوره اين تيريپ جديد و موج جديدي ك تو ايران مُد شده ك پسرا لاشي شدن و دخترام هرزه شعاري بيش

نيست ب روح پدر مادرشون خنديدن ك گفتن .ازدواج خوبه ...خيليم خوبه.تو سن پائينم باشه عاليه

اگه دخترا ي كم توقعشون رو بيارن پايين و ممـ.لكت تخ.م.يمون از اين حالت بحران بياد بيرون همه صابخونه

و زندگي ميشن .من يكي ك دلمه والا هر چي زودتر برم سرخونه زندگيم و برا خودم مستقل بشم

هركي ام ميگه من نميخوام و اينا يا داره چـ.س كلاس بيخود ميذاره ..يا جايي ديگه داره سير ميشه

سال 90 تو سرشماري ك مآمور سرشماري بودم دختره اومد دَم ِ در گفتم متولد چندي ؟

گفت 73 گفتم چندتابچه داري؟گفت :3 تا ...پس دخترا زيادي خودشونو درگير نكنن ...ب مولا شوهر كمه

قبول كنين پسرا ديگه دارن نسلشون منقرض ميشه .....بچسبيد ك شوهر نيست ....كيميا شده ....


نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1392ساعت توسط رضا|
ديشب ﺩﻭﺳم پيشم بود دوست دخترش  ﺳﺎﻋﺖ 12 ﺷﺐ ﻣﺴﯿﺞ داده:
man daram mikhabam shab bekheyr
بعد رفيقم ي كم دير جوابشو داد ، sms داده ...
engar saret sholugheha ok khosh begzare
byE |:

دوستم ميگه :پريشب زود جوابشو دادم ...برگشته ميگه:

che zood engar az khodat bood bekhabam
bashe mozahem nemisham be karet
beres |:


ﯾﻨﯽ ﺁﺩﻡ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻪ ﺳﺮﺷﻮ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﮑﻮﺑﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ اینا:|

پ.ن.1:


همه حرووف الفبای انگلیسی رو اینطوری یاد گرفتن یا فقط من اینطوری ام؟

A B C D E F G H I J K elemeno P Q R S T U V W X Y Z

شما هم مثل من هستيدآيا :))

پ.ن.2:

ديروز با زيد يكي از بچه ها رفتيم خريد مغازه دوستم
ي روسري برداشت رفيقم گفت 40 تومن زيد رفيقم گفت:3 مغازه بالاتر ميده 30 تومن
بعد دوستم تلفونو برداشته ميگه:الو سعيد باز 2 تا داف ديدي ريدي تو قيمتا عن آقا .......

نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1392ساعت توسط رضا| |

حال كردم بعد مدت ها ي كم حرف دل بزنم

حال و حوصله داري برو ادامه مطلب ......نداري نرو

رمزم نداره ...!


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 9 شهریور1392ساعت توسط رضا| |



عكس همه زندگيمو گذاشتم ادامه مطلب ...

پ.ن.

ب هر كسي رمز داده نميشه ....قضيه ناموسيه



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 شهریور1392ساعت توسط رضا| |

دوستان گفتن گوه ميخوري بري ..منم ميگم چشم ...لطفتون مستدام

ميخام ي چند تا چيز بگم بخندين از اين حال و هواي ك چند وخته وبم گرفته در بياين ...

ديروز از طرف باشگا فرستادنم آزمايش ادرار برا مسابقات بعد ظرف ادرارو دادم دست ِ دختره

ميگه اين چيه :گفتم سكنــجــبـيـنه برو كاهو بيار بزن توش بخور ...ناموسآ دراز شده بود كف ِ آزمايشگاه

ديشبم دخترخالم زنگيده ميگه :رضا ؟ ميگم چيه ؟ ميگه مشخصات كامل لپ تابــتو بده

ميگم واسه چيته ؟ ميگه: ميخام ي مدل بالاترشو بگيرم تا چشآت درآد ...اصن حسودي موج ميزنه تو دخترا

پ.ن.
اﻻﻥ ﻣُﺪﻩ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺯﯾﺮ ﻣﺎﻧﺘﻮﯼ ﺟﻠﻮﺑﺎﺯ ﯾﮏ ﺗﯿﺸﺮﺕ ﺗﻨﮓ ﺑﺎ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ
ﻧﺎﺯﮎ ﻣﯿﭙﻮﺷﻦ.
ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮﯼ ﺍﭘﻞ ﺩﺍﺭ ﻣﯿﭙﻮﺷﯿﺪﻥ، ﻫﯿﮑﻠﺸﻮﻥ ﺷﮑﻞ
ﻣﺤﺮﺍﺏ ﻓﺎﻃﻤﯽ ﻣﯿﺸﺪ

پ.ن.2

ﻫﻠﻮ ﺍﻧﺠﻴﺮﻱ ﻣﺎﻝ ﻳﻚ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻧﺎ ﻣﺸﺮﻭعـــــــه
ﻧﺨﻮﺭﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻭﻡﺯﺍﺩﻩ ﺭﻭﻭﻭ....
:)))))

نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1392ساعت توسط رضا| |
هر كي  پرسيد سلام چطـــــــوري ؟ جواب 1 كلام :دكـــــوري ............شكر .....يني داغوني

تنهايي يني اينكه دل هيچكس سايز دلت نيست..........آره رفيق

بعضي وقتا با خودم فك ميكنم ك همه ميگن ي نخ سيگار آدم ُ آروم ميكنه

هي با خودم كلنجار ميرم كه : يني تو قد ي نخ ســـــــيــــگـارم نبودي ........حيح

اعتراف ميكنم من آدميم ك در راه مهربوني همه هستيشو باخته .....ي آدم ساده بدبخت

رفيق نوشت:

ما با حرف ب چشم نيومديم كه بخايم با حرف از چشم بيفتيم .......

پ.ن.

دوستان من غلام همتونم ...ب مولا حرفي واسه گفتن نيست ك بخام اسمشو بذارم آپ

بعدآ نوشت:

ديگه يواش يواش وقت رفتن شده ...



نوشته شده در چهارشنبه 6 شهریور1392ساعت توسط رضا| |


نسلي بوديم كه.........


بزرگترين حرفامونُ تايپ كرديم .............نگفتيم !


خلاص.......

نوشته شده در شنبه 2 شهریور1392ساعت توسط رضا| |


عكس خودم ُ  خانومم ُ   گذاشتم ادامه مطلب


رمز داره ..هر كي خواست بگه در صورت صلاح ديد بهش ميدم :دي


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1392ساعت توسط رضا| |




عكس رفت ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 29 مرداد1392ساعت توسط رضا| |